Your poem was alive, and it's sensible for me, because you know what's the vita!
نه سرا می خواهم نه طلا نه نگینی بر انگشتری عهد عتیق نه لباسی فاخر نه کلامی به ریا و پُر از شهد و شکر، من فقط سادگی یک گل در گلدان ِ گلی را می خواهم من فقط پاکی باران را روی یک پرچین دهاتی می خواهم و دلم سخت هوای جایی در دورترین نقطهء دنیا دارد تا که خاکی شوم از بغض درون تا بریزم غم تنهایی خویش به درون چاهی خشک و سیاه، و دَرش را محکم میخ کنم.
walk until you hear only your own breathing keep walking until it is your pulse that thunders in your ears then pause in this solitude let your soul write on the centre of your palm in tiny script in loud bold strokes in a way that is all your own and then.... let go.... ~ Love you Leigh-Anne :X
walk until you hear only your own breathing keep walking until it is your pulse that thunders in your ears then pause in this solitude let your soul write on the centre of your palm in tiny script in loud bold strokes in a way that is all your own and then.... let go.... ~ Love you Leigh-Anne :X
Thanks lovely....that's wonderful....you know I understand it's the only way for you to save your self and your soul in this horrible world..."save your solitude"
Love you too and always happy to see your word...X
Thanks lovely....that's wonderful....you know I understand it's the only way for you to save your self and your soul in this horrible world..."save your solitude"
Love you too and always happy to see your word...X
نه سرا می خواهم نه طلا نه نگینی بر انگشتری عهد عتیق نه لباسی فاخر نه کلامی به ریا و پُر از شهد و شکر، من فقط سادگی یک گل در گلدان ِ گلی را می خواهم من فقط پاکی باران را روی یک پرچین دهاتی می خواهم و دلم سخت هوای جایی در دورترین نقطهء دنیا دارد تا که خاکی شوم از بغض درون تا بریزم غم تنهایی خویش به درون چاهی خشک و سیاه، و دَرش را محکم میخ کنم.
28/12/1364 Parima
Tehran
من فقط سادگی یک گل در گلدان ِ گلی را می خواهم من فقط پاکی باران را روی یک پرچین دهاتی می خواهم و دلم سخت هوای جایی در دورترین نقطهء دنیا دارد تا که خاکی شوم از بغض درون
خیلی قشنگ بود شعرت ببینم هنوزم اینها رو می خوای یا بدست آوردیشون و دیگه نمی خوای؟
من فقط سادگی یک گل در گلدان ِ گلی را می خواهم من فقط پاکی باران را روی یک پرچین دهاتی می خواهم و دلم سخت هوای جایی در دورترین نقطهء دنیا دارد تا که خاکی شوم از بغض درون
خیلی قشنگ بود شعرت ببینم هنوزم اینها رو می خوای یا بدست آوردیشون و دیگه نمی خوای؟
WHAT DO YOU THINK ABOUT ME ? MY WORKS DON'T SHOW THAT ...MY PAIN...MY LOVE TO PEOPLE ? MY LOVE TO THE WORLD ?....I NEVER WAS RICH BUT I NEVER THINK I AM A POOR PERSON....YES I GOT THEM ,I SAVE THEM ,I LEARN THEM ....X